X
تبلیغات
فضا










فضا

خلفت همه آزمون است ، ما همه محصليم ، او قبولمان نكند چه كنيم ؟!؟؟!؟

 

 

فضا چیست؟

 

فضا عرصه ای تقریبا تهی است که همه اجرام جهان درون آن در حرکتند. سیارات و ستارگان در برابر گستره پهناور فضا، مانند نقاطی بسیار کوچکند.

 

آغاز فضا

 

هوایی کره زمین را فرا گرفته است و جو آن را تشکیل می دهد. هر چه از زمین دورتر شویم، لایه هوا نازکتر می شود. مرز مشخصی بین جو زمین و فضا وجود ندارد  ولی بیشتر کارشناسان می گویند که فضا از ارتفاع 95 کیلومتری (60 مایل) زمین آغاز می شود.

فضایی که درست بالای جو زمین است به طور کامل تهی نیست. این فضا حاوی ذراتی از هوا، غبار فضایی و به طور محلی قطعاتی از فلزات یا مواد سنگی که به آنها احجار آسمانی می گویند،می باشد. انواع متفاوتی از پرتوها نیز در جریانند. تا کنون هزاران ماهواره ی مصنوعی به این منطقه از فضا ارسال شده اند.

میدان مغناطیسی زمین از اتمسفر این سیاره فراتر رفته و در فضا قابل رویت است. این میدان مغناطیسی، ذرات الکتریکی موجود در فضا را جذب کرده و بدین ترتیب مناطقی از پرتوهای رادیویی به نام کمربندهای ون الن ( Van Allen belts ) ایجاد نموده است.

منطقه ای از فضا که در آن حرکت ذرات باردار تحت کنترل میدان مغناطیسی زمین است مگنتوسفر ( magnetosphere ) نامیده می شود. این منطقه شبیه به قطره اشکی است که نقطه شروع آن نزدیک خورشید و به سمت زمین گسترده می شود. میدان مغناطیسی زمین فراتر از این منطقه مغلوب میدان مغناطیسی خورشید می گردد. اما وضع در مورد نیروی گرانش زمین کمی فرق دارد به این صورت که این نیرو تا فواصلی نظیر 6/1 میلیون کیلومتر(1 میلیون مایل) همچنان تاثیر گذار است و میتواند ماهواره ها را در مدار خود نگه دارد.

فضای بین سیاره ها، فضای میان سیاره ای نامیده می شود. گرانش خورشید حرکت سیارات را در این منطقه کنترل می کند و منجر به گردش سیارات به دور خورشید می شود.

فواصل زیاد عموما سیارات را دور از یکدیگر در فضای میان سیاره ای نگه می دارد. برای مثال زمین با فاصله 150 میلیون کیلومتر(93 میلیون مایل) از خورشید در مدار خود در گردش است. فاصله سیاره زهره از خورشید 110 میلیون کیلومتر(68 میلیون مایل) است. زهره سیاره ایست که در هنگامیکه درست بین زمین و خورشید قرار می گیرد کمترین فاصله با زمین یعنی 40 میلیون کیلومتر(25 میلیون مایل) را دارد. در چنین شرایطی فاصله زهره از زمین 100 برابر فاصله ماه از زمین است.

فضای بین ستارگان، فضای میان ستاره ای نامیده می شود. فواصل در این منطقه بسیار زیاد است به طوری که دانشمندان از واحد های کیلومتر و مایل استفاده نمی کنند. دانشمندان برای اندازه گیری فواصل در مقیاس میان ستاره ای از واحد سال نوری استفاده می کنند. یک سال نوری برابر است با 46/9 تریلیون کیلومتر(88/5 تریلیون مایل). این مقدار فاصله ایست که نور باسرعت خود یعنی 792/299 کیلومتر (282/186 مایل) در ثانیه به مدت یک سال طی می کند.

گازهای متفاوت، لایه هایی از ابرهای بسیار سرد غبار و تعداد کمی ستاره های دنباله داری که میان ستارگان، سرگردانند همینطور اجرامی که هنوز به درستی کشف و شناسایی نشده اند، در فضای بین ستاره ای وجود دارند.

 

Oberg, James. "Space exploration." World Book Online Reference Center. 2004. World Book, Inc. http://www.worldbookonline.com/wb/Article?id=ar522550 .

ترجمه: لنا سجادیفر

 
نوشته شده در 89/02/13ساعت 23:9 توسط علیرضا مقدم|

سفر به فضا پاسخی است به کنجکاوی انسان برای شناخت زمین، ماه، سیارات، خورشید، دیگر ستارگان و کهکشانها. فضاپیماهایی با سرنشین و بدون سرنشین به مرزهای فراتر از زمین ارسال شده اند تا اطلاعات مستند و تازه ای از کائنات برای ما به همراه آورند. بشر تاکنون موفق به دیدار حضوری ماه و زندگی طولانی مدت در ایستگاه فضایی شده است. سفر به فضا این امکان را به ما می دهد تا زمین را در بستر و موقعیت واقعی آن در هستی بنگریم. چنین سفرهای تحقیقاتی می توانند چگونگی تشکیل خورشید، سیارات و ستاره ها و وجود حیات در جایی فراتر از دنیای ما را معلوم کنند.

عصر فضا از روز 4 اکتبر سال 1957 آغاز شد. در آن روز شوروی ماهواره اسپاتنیک 1( Sputnik 1 ) را برای گردش در مدار زمین به فضا فرستاد. اولین فضاپیمای با سرنشین در روز 12 آپریل سال 1961 به همراه یوری گاگارین ( Yuri A. Gagarin ) فضانورد اهل شوروی به مدار زمین فرستاده شد. نام این فضا پیما وستوک 1 ( Vostok 1 ) بود.

فضاپیماهای بدون سرنشین که به آنها کاوشگر فضا می گویند، به طور وسیعی به اطلاعات ما درباره فضای اطرافمان، سیارات و ستارگان افزوده اند. در سال 1959 یک کاوشگر شوروی به نزدیکی ماه و کاوشگر دیگر آن به سطح ماه رسیدند. در سال 1962 کاوشگر ایالات متحده به سمت سیاره زهره فرستاده شد. در سالهای 1974 و 1976 ایالات متحده دو کاوشگر ساخت آلمان به مدار سیاره عطارد نزدیک خورشید ارسال کرد. دو کاوشگر دیگر ایالات متحده در سال 1976 بر روی مریخ نشستند. علاوه بر سیارات، کاوشگرها برای شناخت سنگها و اجرام کوچک آسمانی نیز به فضا فرستاده می شوند.

اولین سفر با سرنشین به ماه در روز 21 دسامبر 1968، زمانیکه ایالات متحده فضا پیمای آپولو 8 ( Apollo 8 ) را ارسال کرد آغاز شد. این فضا پیما 10 بار دور ماه گردش کرد و سپس با موفقیت کامل به زمین برگشت. در تاریخ 20 جولای 1969 فضا نورد امریکایی، نیل آرمسترانگ ( Neil A. Armstrong ) و باز آلدرین ( Buzz Aldrin ) اتاقک مخصوص آپولو 11 را بر روی سطح ماه نشاندند. آرمسترانگ اولین انسانیست که بر روی ماه قدم گذاشته است. تا سال 1972 فضانوردان امریکایی 5 سفر دیگر به کره ماه با برنامه سفری آپولو به انجام رساندند.

در دهه هشتاد میلادی فضانوردان توانایی خود را برای اقامت طولانی در فضا در دو ایستگاه فضایی اسکای لب ( Skylab ) و سالیوت ( Salyut ) افزایش دادند. در سالهای 1987 و 1988 دوفضانورد از شوروی، 366 روز پیاپی را در فضا سپری کردند.

در روز 12 آپریل سال 1981 ، شاتل فضایی ایالات متحده، کلمبیا، به فضا ارسال شد. اولین شاتل که بیش از یکبار قابل استفاده بود و اولین فضاپیمایی که می توانست در فرودگاه های معمولی نیز به زمین بنشیند.در روز 28 ﮊانویه 1986 سانحه ای دلخراش به وقوع پیوست. شاتل چلنجر دچار نقص فنی گردید و هر هفت سرنشین آن جان باختند. شاتل مجددا طراحی و در سال 1988 سفرهای خود را آغاز نمود. بار دیگر این سانحه در تاریخ 1 فوریه 2003 رخ داد. این بار شاتل کلمبیا هنگام ورود به جو زمین متلاشی شد و هفت سرنشین آن نیز جان باختند.

هلیوس، نمونه اولیه هواپیمای بدون سرنشین با نیروی خورشیدی بر فراز هاوایی
عکس از ناسا

در سالهای نخست عصر فضا، موفقیت در فضا مرهون پیشرفت کشورها در عرصه های مختلف علمی، مهندسی و نظامی بود. ایالات متحده و جماهیر شوروی دو عضو رقابتی با نام جنگ سرد بودند.

در نتیجه دو عضو مذکور در زمینه توسعه برنامه های فضایی با یکدیگر به رقابت پرداختند. در دهه های 70 و   80 میلادی این نبرد فضایی  دو عضو را به تلاشهای فراوان و تحقیقات شگفت آوری  گماشت.

این نبرد در انتهای دهه 80 یعنی زمانیکه دو کشور اهداف مستقلی را در زمینه فضا پیش گرفتند کمرنگ شد.

مسئله مورد بحث در توسعه برنامه های فضایی تعادل مناسب بین سفرهای تحقیقاتی با سرنشین و بدون سرنشین به فضا می باشد. بعضی کارشناسان کاوشگر های بدون سرنشین را ترجیح می دهند چرا که ارزان تر، امن تر، و سریعترند. آنها متوجه این نکته هستند که کاوشگرها قادر به انجام سفرهایی می باشند که برای انسان بسیار خطرآفرینند.

از طرفی کاوشگرها عموما قادر به انجام عکس العمل های لازم در شرایط خاص و غیر قابل پیش بینی نیستند. امروزه اغلب طراحان و برنامه ریزان فضا، استراتژی تلفیق کاوشگرهای بدون سرنشین و سفرهای تحقیقاتی با سرنشین را ترجیح می دهند. کاوشگرها می توانند به مناطق کشف نشده فضا یا مناطق شناسایی شده سرکشی کنند و اطلاعات معینی را جمع آوری نمایند اما در بعضی شرایط، انسان باید کاوشگر را همراهی کند تا از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و شهامت خود برای کشف اسرار کائنات بهره گیرد.

نوشته شده در 89/02/13ساعت 23:8 توسط علیرضا مقدم|


براساس فرضيه‌اي جهان در 15 ميليارد سال قبل براثر انفجار يك ماده با جرمي بسيار زياد معادل آنچه در هستي وجود دارد به وجود آمده است. در اين فضاي بيكران ميلياردها كهكشان، منظومه، ستاره، سحابي، توده‌هاي عظيم گاز، سياه‌چال‌هاي فضايي و بسياري اجرام ناشناخته ديگر وجود دارند. حال سئوال اين است كه ما در كجاي اين فضاي بيكران هستيم؟ خانه ما در يكي از اين كهكشان ها به نام راه شيري قرار گرفته است. اين كهكشان از مركز انفجار بزرگ در حدود 8 تا 10 ميليارد سال نوري فاصله دارد.
 
کهکشان راه شیری
تعداد ستارگان آن بين 200 تا 400 ميليارد عدد تخمين زده شده كه بيشتر آنها از زمين قابل رويت نيستند. صدها هزار منظومه، توده‌هاي عظيم گاز و غبار در بين فواصل ستارگان راه شيري قرار دارند. كهكشان راه شيري مارپيچي بوده و جرمش تا حدود 750 تريليون جرم نجومي است. ساختار كلي آن شامل هسته مركزي، يك ديسك با چند بازو به دور آن و هاله‌هاي غباري اطراف آن است. قطر ديسك در حدود 80 تا 120 هزار و ضخامت آن تقريبا 3 هزار سال نوري است. جاي كهكشان راه شيري در فضا در بخش مكان محلي است كه شامل 3 كهكشان بزرگ و 30 عدد كوچك است.
فاصله اولين كهكشان بزرگ يعني M31 تا آن در حدود 9/2 ميليون سال نوري ولي فاصله آن تا كهكشان‌هاي كوچك‌تر مجاور كمتر است. همان‌گونه كه اشاره شد اين كهكشان داراي سه بخش است. بخش اول، مركز كهكشان است كه غبارهاي كهكشاني مانع از مشاهده دقيق آن از روي زمين مي‌شود در نتيجه تنها اطلاعات بدست آمده حاصل دريافت امواج راديويي از آن بوده است. آنچه مشاهده شده، حكايت از آن دارد كه بخش مركزي متشكل از يك هسته بسيار متراكم است كه قطر آن در حدود 3000 سال نوري و از سه قسمت مختلف تشكيل يافته است. در قسمت شرقي بقاياي سوپرنواها و در بخش غربي هيدروژن‌هاي يونيزه شده و غير عادي مشاهده شده است.
قسمت مركزي آن نيز بسيار متراكم بوده و به صورت فلكي كماندار موسوم است و در هر 10 ميليارد سال برخوردهاي ستارگان در آن رخ مي‌دهد. دريافت اشعه‌هاي ايكس و گاما از آن، نشان گر آن است كه مركز كهكشان مولد بسيار قوي اين اشعه‌ها است. اين اشعه ها از نتيجه نابودي چندين ماده به وجود آمده است و نشان از وجود بسياري از سوپر نواها در مركز آن دارد.
مشاهدات ديگر نشانگر وجود يك سياهچال بزرگ در بخش مركزي است كه قوه جاذبه بسيار زياد آن توانسته بقيه ستارگان را در مدار خود نگه‌دارد.
اختر شناسان با تلسكوپ 10 متري، 20 عدد از ستارگان مركز را در مدت 3 سال مورد مطالعه قرار دادند و دريافتند كه سرعت اين ستارگان به سمت هسته مركزي در حدود هزار كيلومتر در ثانيه (6/3 ميليون كيلومتر در ساعت) بوده است. اين امر نشان دهنده قدرت جاذبه فوق‌العاده اين سياهچال است. با اين سرعت فاصله تا خورشيد را مي‌توان در دو روز طي كرد. جرم اين سياهچال در حدود 2 تا 3 ميليون برابر خورشيد است. كهكشان راه شيري با سرعتي در حدود 300 كيلومتر برثانيه (يك ميليون و هشتاد هزار كيلومتر در ساعت) به سمت صورت فلكي سنبله يا ويرگو در حركت است.
بخش دوم كهكشان راه شيري، ديسك است كه به صورت يك صفحه بسيار پهناور بوده و به دور مركز در جهت عقربه ساعت در گردش است. بيشترين ستارگان جوان از جمله منظومه شمسي در آن قرار دارند. اين ديسك شامل مولكول‌هاي اتمي و گاز H2 و غبارهاي كهشكاني است. ديسك داراي چند بازوي مختلف شامل پرساوش (پسر راوش و دانا) از نام‌هاي افسانه‌اي يونان، شكارچي ماهر يا سايگونز كه منظومه شمسي ما در آن قرار دارد و همچنين دجاجه، قنطورس و حمل است. منظومه شمسي در بازويي قرار دارد كه داراي غبارهاي بسيار زياد كهكشاني است و در نتيجه ما نمي‌توانيم بيش از چند هزار سال نوري عمق آن را مشاهده كنيم.

منظومه شمسي هر 200 تا 250 ميليون سال با سرعتي نزديك به 250 كيلومتر در ثانيه يك دور كامل به دور كهكشان راه شيري مي‌چرخد. فاصله منظومه شمسي تا مركز كهكشان راه شيري در حدود 28000 سال نوري است. بخش سوم ساختار اين كهكشان يك هاله غباري به قدمت حدود 10 تا 15 ميليارد سال است كه بيشتر ستارگان قديمي در آن وجود دارند. اين قسمت داراي گازهاي بسيار داغ است كه اشعه گاما را توليد مي‌كند. وسعت اين قسمت به درستي معلوم نيست و شايد به صد و يا هزاران سال نوري برسد. اين قسمت كه اكثر ستارگان در آن ديده نمي‌شوند به نام بخش تاريك ناميده شده است.

 


اگر بخواهيم عكس واقعي از اين كهكشان راه شيري بگيريم الزاما بايد از آن خارج شويم و اين كار عملي نيست چون بشر تاكنون نتوانسته از كهكشان خود خارج شود و به همين دليل تصاوير به دست آمده بيشتر از اطلاعات دريافتي از مجموعه ستارگان رصد شده اين كهكشان است. اگر شب‌ها از مكاني كاملاً صاف و تاريك مانند يك صحرا به آسمان نگاه كنيم مي‌توانيم نواري پهن از مجموعه عظيم ستارگان را مشاهده كنيم. خانه ما در كهكشان راه شيري به اندازه قطره‌اي از يك درياي بيكران است.بشر كنجكاوانه درحال جستجوي اسرار نهفته در اين كهكشان است و شايد روزي بتواند همسايه‌اي را براي خود بيابد.

منبع : روزنامه اطلاعات     نویسنده : امیر ذاکری

نوشته شده در 89/02/13ساعت 23:8 توسط علیرضا مقدم|

 

بزرگ ترين ستاره كهكشان ما در داخل يك پيله قرار دارد و اين پيله به شكل توپ راگبي است. از سال 1891 تا به حال ستاره ETA Carinae متحمل انفجارهايي تماشايي شده است. ستاره شناسان از اتفاق هايي كه در اين ستاره غول آسا روي مي دهد، بسيار متعجب شده اند.

با وجود تلاش بسيار زياد دانشمندان، جزئيات اين ستاره ناپايدار به خاطر فاصله بسيار زياد آن از زمين، تا به حال فاش نشده است. اين ستاره عظيم كه در فاصله 7500 سال نوري از زمين قرار دارد، توسط توده هاي عظيمي از گاز و گرد و غبار كهكشان راه شيري احاطه شده است.دو توده ابري بزرگ به شكل قارچ از اين ستاره خارج شده است كه هر كدام از اين توده هاي ابرمانند، صدها برابر بزرگ تر از كل منظومه شمسي ما هستند.

اما اخيرا و براي اولين بار به كمك تداخل سنجي مادون قرمز با استفاده از ابزار VINCI امكانات جديدي براي بررسي هرچه دقيق تر ستاره فراهم شده است. يك تيم بين المللي از ستاره شناسان به كمك ابزار جديد، روي قسمت هاي داخلي ناحيه ابرمانند متمركز شدند. روي وان بوكل (Roy Van Bockel) رهبر تيم مذكور مي گويد: نتايج به دست آمده از مشاهدات اخير نشان مي دهد كه گازهاي اطراف ستاره به شدت در حال امتداد يافتن هستند. از طرف ديگر خود ستاره هم به خاطر چرخش بسيار سريع به دور خودش، بسيار ناپايدار شده است.

ETA Carinae درخشانترين ستاره شناخته شده در كهكشان راه شيري است و مي توان گفت كه يك ابرغول واقعي است. اين ستاره 100 بار سنگين تر از خورشيد است، اما درخشندگي آن 5 ميليون برابر خورشيد است.

اكنون اين ستاره به آخرين مرحله از زندگي خود نزديك شده است و لحظه به لحظه فوران هاي مهيبي را تحمل مي كند. يكي از انفجارهاي بزرگ در سال 1841 روي داد و باعث شد كه توده اي ابري به شكل دو قطبي زيبايي ايجاد شود. توده مذكور را Homunculus مي نامند.

در شبي كه انفجار مذكور روي داد، ETA Carinae دومين ستاره درخشان در آسمان آن شب بود، و تنها ستاره روشن تر از غول بزرگ ستاره شباهنگ (Sirius) بود.اين ستاره چنان بزرگ است كه اگر در مركز منظومه ما واقع مي شد مركز منظومه تا مدار مشتري را به خود اختصاص مي داد.

البته اين اندازه بزرگ گاهي هم دچار تغيير مي شود، زيرا لايه هاي بيروني ستاره پيوسته در حال پرتاب شدن به فضا هستند. علت اين واقعه، فشار ناشي از برخوردهاي فوتوني مربوط به اتم هاي گازي داخل ستاره است.مي دانيم كه بسياري از ستارگان و از جمله خورشيد رفته رفته جرم خود را از دست مي دهند و انرژي را به صورت بادهاي ستاره اي تابش مي كنند.

اما كاهش جرم در ستاره ابرغول بسيار فشرده تر از حد معمول است. اين ستاره در هر سال جرمي معادل 500 برابر جرم زمين را از دست مي دهد. در اين حالت بسيار سخت است كه ميان خود ستاره و ابرهاي گازي كه اطراف ستاره را در بر گرفته است، مرزي قايل شد. VINCI NAOS- CONICA دو دستگاه حساس به تابش پرتو مادون قرمز هستند كه روي تلسكوپ بزرگ ESO در رصدخانه پارانال (Paranal) نصب شده اند. با استفاده از اين ابزارها، ناحيه اطراف ستاره كه همان محوطه گازي است، مورد بررسي قرار گرفت.

ستاره شناسان با مشاهده داخلي ترين قسمت هاي ناحيه ابري اطراف ستاره، توانستند بعضي از تركيبات اين محوطه را شناسايي كنند.تيم ستاره شناسان ابتدا از دوربين اپتيكي قابل تنظيم ابزار NAOS- CONICA كه روي يك تلسكوپ 2/8 متري نصب شده است براي تصويربرداري از فضاي اطراف ستاره استفاده كردند.

تصوير حاصل از اين روش نشان داد كه ناحيه مركزي توده سحابي از ماده اي پر شده است كه شبيه يك چشمه نور نقطه اي به نظر مي رسد و اطراف آن را حباب هاي نوراني بسيار زيادي فرا گرفته است. در قدم بعدي براي به دست آوردن منظره اي واضح تر، ستاره شناسان از تداخل سنجي استفاده كردند.

در اين تكنيك از دو يا چند تلسكوپ براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي استفاده مي شود. اگر از تكنيك فوق استفاده نشود براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي مشابه بايد تلسكوپي به قطر فاصله ميان تلسكوپ هاي به كار رفته استفاده شود. براي بررسي دقيق روشنايي ستاره، تلسكوپ هاي 2/8 متري كارايي لازم را نداشتند و همين امر باعث روي آوردن ستاره شناسان به استفاده از تداخل منبع VINCI بود.

طي شب هاي متعددي، دو تلسكوپ كوچك ستاره ETA Carinae را زيرنظر داشتند و پرتوهايي را كه از ستاره دريافت مي كردند به يك كانون مشترك مي تاباندند. با اين ترفند، سنجش اندازه زاويه اي اين ستاره ميسر شد. با اين روش ها دانشمندان توانستند كه در تصاوير گرفته شده ناحيه مربوط به فضاي ابري اطراف ستاره را شناسايي كنند و با حذف آن از تصويرهاي به دست آمده شكل واقعي ستاره نمايان شد.

با استفاده از تكنيك هاي نوين ستاره شناسان موفق شدند اطلاعات فضايي را در مقياس 005/0 آرك ثانيه با جزئيات كامل به دست آورند اين مقدار معادل 11 واحد نجومي است و هر واحد نجومي برابر 1650 ميليون كيلومتر است. با اين محاسبات بود كه معلوم شد اندازه واقعي شعاع ستاره از مركز منظومه ما تا مدار مشتري است.

اگر بخواهيم مثالي ساده براي درجه تفكيك به دست آمده بزنيم مي توان گفت كه اين كار ستاره شناسان معادل تشخيص يك تخم مرغ از توپ بيليارد از فاصله 2000 كيلومتري است.مشاهدات VLTI مايه تعجب هرچه بيشتر ستاره شناسان شد. آنها دريافتند كه گاز اطراف ستاره به طرز شگفت آوري در حال امتداد يافتن است. اين امتداد متقارن نيست و در طول دو محور انجام مي شود، به طوري كه امتداد در راستاي يكي از محورها يك ونيم برابر محور ديگر است.

باتوجه به تئوري هاي جاري، ستاره ها بيشتر جرم خود را در ناحيه استوايي از دست مي دهند. اين وضعيت به اين خاطر است كه در ناحيه استوايي گاز خارج شونده از ستاره به خاطر نيروي گريز از مركز شتاب بيشتري به دست مي آورد.

اگر وضعيت گفته شده درباره ETA carinae هم درست باشد، بايد محور چرخش ستاره كه از قطب هاي ستاره مي گذرد، عمود بر ابر قارچي شكل باشد. اما از طرف ديگر غيرممكن به نظر مي رسد كه ابرهاي قارچي همانند پرهاي چرخ در اطراف ستاره باشند درواقع توده گازي خارج شده از ستاره در سال 1841 به شكل حلقوي يا هلالي بود.سرنوشت اين قبيل ستاره هاي بزرگ توسط نظريه پردازان پيش بيني شده است. فرض قوي اين است كه ستاره به خاطر چرخش سريع از حالت كروي خارج خواهد شد و پهن تر خواهد شد در نتيجه نقاطي كه به مركز ستاره نزديك تر مي شوند بيشتر گرم مي شوند، زيرا به نواحي گداخت نزديك تر مي شوند.

در نتيجه لايه هاي بيروني در اين محوطه ها گرماي بيشتري به دست خواهند آورد و با شتاب بيشتري نسبت به ناحيه استوايي از ستاره جدا خواهند شد. با فرض اينكه اين مدل درست باشد ستاره شناسان سرعت چرخش ستاره به دور خودش را حساب كردند. نتيجه محاسبات نشان دادند كه ستاره با سرعتي معادل 90درصد سرعت ماكزيمم در حال چرخش است. سرعت ماكزيمم، سرعتي است كه اگر ستاره به آن سرعت برسد، متلاشي خواهد شد. پس اين ستاره به پايان عمر خود بسيار نزديك شده است.

ETA Carinae انفجار مشابه ديگري را در سال 1890 تجربه كرده است و اينكه انفجارهاي مشابه ديگر چه موقع روي خواهند داد هنوز به درستي معلوم نيست. اما آنچه كه قطعي است اين است كه اين غول بزرگ بسيار ناپايدار شده است و مدت زيادي دوام نخواهد آورد. در حال حاضر اين ستاره جرم خود را با چنان سرعت زيادي از دست مي دهد كه حتي اگر متلاشي نشود تمام جرم آن ظرف 100 هزار سال آينده تمام مي شود.

اما احتمال زياد اين است كه ستاره قبل از نابودي كامل به ابرنواختر تبديل شود. در آن هنگام است كه چنين اتفاقي خواهد افتاد حتي اگر روز باشد با چشم غيرمسلح اين ستاره قابل رويت خواهد شد. اين اتفاق در مقياس زماني نجومي بسيار زود روي خواهد داد. شايد در همين 10 تا 20 هزار سال آينده.

مترجم : ناصر گوهری

نوشته شده در 89/02/13ساعت 23:5 توسط علیرضا مقدم|

براي مشاهده تصاوير به ادامه مطلب مراجعه كنيد ...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 89/02/13ساعت 15:40 توسط علیرضا مقدم|

 
 
هر ستاره دنباله دار، هسته اي متشكل از يخ و غبار (موسوم به گلوله برفي كثيف) دارد كه پهناي آن حدود 20 كيلومتر (12 مايل) است. هنگاميكه اين ستاره به خورشيد نزديك مي گردد، هسته اش تبخير شده و سري درخشان و دنباله اي طولاني شكل مي گيرد.

بخش اعظم ميلياردها ستاره دنباله دار منظومه شمسي، در محدوده هاي دور دست آن قرار دارند، اما مدار بعضي از اين ستارگان از نزديكي خورشيد عبور مي كند و اين امر موجب مي شود تا شب هنگام در آسمان بخوبي ديده شوند.

تمام منظومه شمسي ما از جمله دنباله دارها حدود4.5 ميليون سال پيش از رمبيدن يك توده ي بزرگ ابر و گاز به وجود آمد.اين توده ابتدا به آرامي مي چرخيد ولي هر چه رمبش ادامه پيدا كرد ،چرخش سريعتر شد و دماي آن بالا رفت.(درست مثل اين كه يك اسكيت باز با جمع كردن دستانش سريعتر مي چرخد). اين چرخش سريع از ريختن همه ي مواد به داخل هسته جلوگيري كرد.در عوض اين ابر و مواد موجود در آن به شكل يك صفحه ي تخت متراكم گشت.در همين زمان دماي هسته ي اين ابر بالا رفت تا آن جا كه همجوشي هسته اي آغاز گشت و بدين گونه خورشيد به وجود آمد. با وجود اين مناطق خارجي اين صفحه كاملا سرد بود .به علت كم بودن دما دانه هاي يخ شكل گرفتند و با تجمع آن ها توده هاي يخي با بزرگي چند كيلومتر شكل گرفتند،و توده هاي بزرگتر نيز سياره ها را شكل دادند.

پهناي هسته يك ستاره دنباله دار فقط چند كيلومتر مي باشد، اما دنباله آن بسيار طولاني است. ستاره دنباله دار عظيمي كه در سال 1843 ديده شد، داراي دنباله اي بطول 330 ميليون كيلومتر (205 ميليون مايل) بود. چگالي اين دنباله ها حتي از بهترين خلئي كه در شرايط آزمايشگاهي در روي زمين ايجاد شده، كمتر است.

 



چرا ستاره هاي دنباله دار دنباله دارند؟

دنباله ي يك دنباله دار بارزترين مشخصه آن است. همچنانكه دنباله دار به خورشيد نزديك تر مي شود دم درخشاني در امتداد آن و در جهت مخالف خورشيد گسترش مي يابد. در فاصله اي زياد از خورشيد هسته دنباله دار ها سرد و مواد داخل آن منجمد مي باشند. با نزديك شدن به خورشيد باد هاي شديد خورشيدي قسمتي از هسته را تصعيد مي كنند كه اين مواد كما را تشكيل مي دهند. فعل و انفعالاتي كه باد هاي خورشيدي روي كما انجام مي دهند باعث به وجود آمدن هسته مي شوند. ساختار شيميايي كما مواد تشكيل دهنده دنباله را تعيين مي كند. ممكن است به نظر آيد كه دنباله داري دم ندارد ولي واقعا اين طور نيست بلكه دنباله آن قدر شفاف است كه ديده نمي شودولي دانشمندان با استفاده از فيلتر هاي مخصوص قادر به ديدن آن ها هستند.مثلا دم دنباله دار هيل پاب(1997)به راحتي در نور مرئي ديده مي شد ولي عكس هايي كه با فيلترتهييه شده بودند وجود تعدادي دنباله تشكيل شده از غبار و گاز هاي يونيده را نشان دادند.

انواع دنباله ها:

دو نوع دنباله وجود دارد:غبار و گاز يونيده.يك دم تشكيل شده از غبار محتوي ذراتي به بزرگي ذرات موجود دردود مي باشد.اين نوع دم هنگامي تشكيل مي شود كه يك باد خورشيدي مقداري ماده از كما جدا مي كند.چون اين ذرات بسيار كوچكند با كوچكترين نيرويي جابجا مي شوند در نتيجه اين دنباله ها مامولا پخش و خميده اند.دنباله هاي گازي وقتي تشكيل مي شوند كه نورخورشيد مقداري از مواد كما را يونيده مي كند و سپس يك باد خورشيدي اين مواد يونيده را از كما دور ميكند.دنباله هاي يوني معمولا كشيده تر و باريك ترند.هر دوي اين دنباله ها ممكن است تا ميليون ها كيلومتر در فضا پراكنده شوند.وقتي كه دنباله دار از خورشيد دور ميشود دم و كما ازبين ميروند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقي مي مانند.تحقيقات راجع به ستاره دنباله دار هيل پاب وجود نوعي دم رانشان داد كه شبيه دنباله هاي تشكيل شده از غبار بود ولي از سديم خنثي تشكيل شده بود.(همان طور كه گفتيم مواد موجود در هسته نوي كما و دنباله را تعيين مي كنند).

دنباله دار ها از كجا مي آيند؟

دنباله دار ها در دو جا به طور بارز يافت مي شوند :كمر بند كوييپر و ابر اورت.دنباله دار هاي كوتاه مدت معمولا از ناحيه اي به نام كمربند كوييپر مي آيند.اين كمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است.اولين جرم متعلق به كمربند كوييپر در سال 1922 كشف شد.اين اجسام معمولا كوچك هستند و اندازه ي آن ها از 10 تا 100 كيلومتر تغيير مي كند.طبق رصد هاي هابل حدود 200ميليون دنباله دار در اين ناحيه وجود دارد كه گمان مي رود از ابتداي تشكيل منظومه ي شمسي بدون تغيير مانده اند.دنباله دار هاي با تناوب طولاني مدت از ناحيه اي كروي متشكل از اجرام يخ زده به نام ابر اورت سرچشمه مي گيرند.اين اجرام در دورترين قسمت منظومه ي شمسي قرار دارند و از آمونياك منجمد ، متان ، سيانوژن ، يخ آب و صخره تشكيل شده اند.معمولا يك اختلال گرانشي باعث راه يافتن آن ها به داخل منظومه ي شمسي مي شود.

مسير حركت دنباله دارها

مدار سيارات نزديك به دايره است حال آن كه مدار دنباله دار ها به شدت بيضوي است. به علت تاثيرات گرانشي دنباله دار ها در حضيض سريعتر حركت مي كنند تا در اوج.دنباله دار ها از مدت چرخششان يه دور خورشيد طبقه بتدي مي شوند: دنباله دار ها بامدت تناوب كوتاه و متوسط-مانند هالي با دوره تناوب 76 سال- بيشتر در بين خورشيد و پلوتون به سر مي برند.اين دنباله دارها ابتدا در كمربند كوييپر هستند ولي نيروي گرانش يكي از سيارات به خصوص مشتري آن ها را نزديك خورشيد مي راند و دوره تناوب آن ها كمتر از 200 سال است.(شوميكر-لوي 9 يكي از اين دنباله دارها بود كه عاقبت در مشتري سقوط كرد). دنباله دار هاي بلند مدت با تناوبي بيش از 200 سال كه بيشتر در ابر اورت هستند. هيل پاب نمونه اي از اين دنباله دار ها است كه تناوبي برابر با4،000 سال دارد.

ستارگان دنباله دار بر اساس دوره تناوب مداري شان به دو دسته تقسيم ميشوند:

ستارگان داراي دوره تناوب مداري بيش از 200 سال و ستارگاني كه دوره تناوب مداري شان كمتر از 200 سال مي باشد.

گروه اول، ستارگان با دوره تناوب طولاني و گروه دوم ستارگان با دوره تناوب مداري كوتاه هستند.

اين ظن وجود دارد كه ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، زماني در ابر اوپتيك - اورت داراي دوره تناوب طولاني بوده اند. بسياري از ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتا ، در فواصل زماني منظمي ديده شده اند كه معروفترين آنها ستاره دنباله دار هالي است. ستاره دنباله دار انكي كوتاهترين دوره تناوب مداري را دارد كه 5/3 سال مي باشد.

ستارگان دنباله دار با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مقداري از مواد خود را بر اثر تبخير از دست مي دهند. دنباله ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، بسيار درخشان است، اما با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مواد خود را از دست داده و بدين ترتيب، امكان رويت آنها كمتر مي شود.

بعضي از اين ستارگان قبل از متلاشي شدن فقط يك بار ديده مي شوند، هر چند كه طول عمر معمولي يك ستاره دنباله دار با دوره تناوب كوتاه حدود 10000 سال است. گردش بسياري از ستارگان دنباله دار داراي دوره تناوب طولاني بدور خورشيد هزاران يا حتي ميليونها سال طول مي كشد. بنابر اين، طول عمر اين ستارگان بسيار بيشتر از نوع ديگر است.

منبع : دانشنامه رشد

نوشته شده در 89/02/12ساعت 16:20 توسط علیرضا مقدم|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت



فروشگاه اينترنتي ايران آرنا